خانه > روزنوشت > معماری کامپیوتر با اعمالِ شاقه !

معماری کامپیوتر با اعمالِ شاقه !

بیست و چار ساعتِ گذشته بدترین دورانِ درسی‌م رو تجربه کردم ، می‌تونم بگم حتا در زمانِ کنکور اینقد استرس نداشتم ! ؛ همش اعصابم خورد بود که این امتحانِ لعنتی و سنگین آخرش چی می‌شه

اول‌ش که شروع کردیم مثلِ بچۀ آدم محتوای کتاب را جویدن ، بعد دیدم وخ داره کم میاد ! شروع کردیم صدای اُستاد را گوش دادن !

انواع و اقسامِ حالت‌ها که بعد از گوش دادن به صدایِ استاد با استرس امتحان مخلوط شد … گوش درد ، خرفت شدن و …

من توی زمانِ کمی که تا امتحان مونده بود تلاشِ خودم رو کردم ، اما خُب شاید باید در محاسبات‌م تجدیدِ نظر جدی می‌کردم :)

بهرحال یادی هم بکنم از پارسال ترم دوم که شبِ امتحانِ این درسِ کذایی تا صبح خواب به چشمم نیومد و با چشمای کبود شده رفتم و گند زدم به امتحان ، همچنین نیز هم !

دیشب هم دقیقا دوبار از خواب پریدم و اصلا نفهمیدم خواب بودم ؟ بیدار بودم ؟  خواب می‌دیدم ؟ کابوس می‌دیدم ؟ من تو اَم ؟ تو منی ؟ اگه من منم پس اون کیه ؟!!!!

شاید عجیب بنظر بیاد اما : تنها نکتۀ مثبتِ این موضوع اون «تلاش» و «استرس»ی بود که داشتم ، جوری که سرجلسۀ امتحان دستام می‌لرزید و من خطاب به دستام می‌گفتم «لامصب یقۀ اعصابِ منو ول کن !»

مضاف بر اینکه برخلاف روالِ معمولِ امتحانات ، ایندفه دوبرابرِ بقیۀ دانشجوها به ما برگۀ سئوال دادن و حال و روزِ من بعد از دیدنِ اون حجمِ برگه کاملا برای خواننده قابل درک هست !!!

و همچنین مراقبّ عزیز که پاکتِ دسمال کاغذی را با پاکتِ تقلب اشتباه گرفته و همۀ زار و زندگیِ زیرِ دستم رو بهم ریخت ! «مراقبِ گرامی ، من که اهل تقلب نیستم ، اما اگه هم می‌خواستم تقلب کنم اینقد ناشیانه آخه ؟!!!!»

و مراقبِ دیگری که به التماس ها و قیافۀ لت و پارِ من توجهی نکرد و بدون اخطارِ قبلی و بدلیلِ تمام شدنِ وقتِ سئوالاتِ تستی ، پاسخنامه را از زیرِ دستم کشید و با خودش برد ، در اون زمان حکایتِ من ، حکایتِ شعر معروفِ «او می‌دویدُ من می‌دویدم» بود :|

نکتۀ دیگری که باید متذکر بشم اینه که متد پیام نور تنها لطفی که در حقِ من کرده «متنفر» کردنِ من از معماری کامپیوتر و مدار منطقی بوده ! درس‌های پایه و اصلیِ رشته‌م ، دست گل‌شون درد نکنه واقعا :| ، حالا مهم نیست که بگن من تنبل بودم و درس نخوندم

خلاصه که وروره از این امتحان شاید سربلند بیرون نیامد ، اما کوله ای و توشه ای تجربه کسب نمود ، امیدوارم قبول بشم و این درسِ معماری کامپیوترِ یقۀ مارو ول کنه !

دسته‌ها:روزنوشت
  1. ژانویه 5, 2012 در 22:51 | #1

    برای پاس شدن معماری حتی معجزه لازمه

    • ژانویه 8, 2012 در 00:22 | #2

      واقعا ؛ استادِ ما می‌گفت برای این درس من حداقل چهل جلسه وقت می‌خوام ، اینقد وقت کم بود که خیلی مباحث رو می‌پرید و سعی می‌کرد مختصر و مفید درس بده

  2. ژانویه 23, 2012 در 03:37 | #3

    آه … حالم از این درس بهم میخوره ..

  3. ژانویه 23, 2012 در 03:40 | #5

    اصلا درس غیر قابل فهم تر از این من ندیدم تا حالا، من شبکه رو پاس کردم،سیستم عامل گرفتم،شبکه 2 و مهندسی آی تی 1 گرفتم، هنوز دارم با این معماری کلنجار میرم :) )

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 498 مشترک دیگر بپیوندید