بازم آخر ترم شده و تازه امتحانا تموم شده ، همه دانشجوها به آرامش نسبی اعصاب (حداقل از بابت تمام شدن امتحانات) رسیدن ؛ ولی از اونور فشار عصبی اعلام نمرات شروع شده (هیجانی در حد دیدن فیلم های ترسناک و یا اکشن با چشمان خیره به اضافه جیغ زدن تا سر حد مرگ و گاهی احساساتی شدن)
خدا به همکلاسی های ما خیر بده ، منم شدم کانال ارتباطی بچه ها برای ارتباط با اساتید ؛ حالا کاش یه خورده اعتبار هم داشتیم که خرج کنیم ! حداقل سرم گرم می شه …
پاتکی بزنیم به خاطرات این ترم
این ترم در پست مقدس مسئولیت سایت کامپیوتر باز هم تجربه کسب نمودم ؛ مهمترینش این بود که رو حرف هیچکدوم از مسئولین نباید حساب کرد ؛ حالا این قضیه رو باید تعمیم داد تا رسید به رئیس دانشگاه پیام نور ، هیچ فرقی هم قائل نمی شم چون به قدر کافی سوتی دیدم مطمئن شدم مثال نقضی وجود نداره !
در باب پیام نور همین بس که فقط رشته اضافه می شه و عین گوسفند آدم وارد می شه ولی امکاناتی وجود نداره ! یعنی وقتی وارد شدی تازه می فهمی باید سرت رو بندازی تو کتاب فقط کتابه رو بخوری ؛ انتظار هیچ گونه کار عملی نباید داشته باشی
رئیس دانشگاهمون هم تو تلویزیون میاد با توجه به این قانون و اون تبصره می گه : آقا پیام نوره غلط کردی اومدی ، حالا هم که اومدی بشین درستو بخون ، درخواست اضافه هم نکن می زنم زیر چشت بادمجون می کارم !
…….
بجای خط بالا هر بد و بیراهی که دوست داشتید نثارش کنید !!! آخه خیر سرمون یه درجه ارتقا آموزشی پیدا کردیم اومدیم مرکز آموزش عالی نه مرکز آموزش آلی !!!!
یادش بخیر یه استادی داشتیم ، شل و ول بود در حد ژلاتین ! یه بار در سایت ایستاده بودیم منتظر استاده ؛ از دور هیکل ژلاتینیش رو دیدیم ، همه بچه ها رفتن تو کلاس ؛ به من که رسید یه لبخنده موزیانه ای زد و گفت : تبلیغ مایع دستشویی پریل رو دیدی ؟ فرار چربی ها موقع ریخته شدن مایع ظرفشویی !!!
در این مثال استاد گرامی نقش مایع ظرفشویی و دوستانی که دم در ایستاده بودن نقش چربی را اجرا کردن !
پی نوشت :
رئیس دانشگاه پیام نور : ما در این دانشگاه کیفیت آموزش رو بالا بردیم
( جمعیت از خنده متلاشی می شود ! )